اشعاری از شاعران فارسی‌زبان درباره شب قدر/ ماه، امشب هوس خواندن جوشن دارد

گروه بین المللی هندیران شب گذشته، برنامه شب قدر در ادب فارسی را با حضور علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی و استادانی از هند، افغانستان، پاکستان و کشمیر برگزار کرد.

به گزارش نارخبر به نقل از خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس،گروه بین‌المللی هندیران شب گذشته، برنامه شب قدر در ادب فارسی را با حضور علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی و استادانی از هند، افغانستان، پاکستان و کشمیر برگزار کرد.

در این محفل که با مدیریت علیرضا قزوه برگزار شد، اشعار، مقالات و آثار خوشنویسی با موضوع شب قدر در زبان و ادبیات فارسی ارائه شد.

علیرضا قزوه در این محفل اشعاری ویژه شب قدر خواند که در اینجا به شعر «خانه تکانی» وی اشاره می‌کنیم.

«تشنه‌ام این رمضان تشنه‌تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیلهالقدر عزیزی‌ست بیا دل بتکانیم
راستی روزه مگر چیست؟ همین خانه‌تکانی

ماه کنعان! ندهد سلطنت مصر فریبت
تو چرا مثل پدر نیستی ای یوسف ثانی؟

نیست تقصیر عصا، معجزه موسوی‌ات نیست
کاش می‌شد که شعیبت بپذیرد به شبانی

بی‌نشانان زمین، زنده‌به‌گوران زمانیم
همه همسایه مرگیم، همین است نشانی»

عبدالجبارکاکایی شاعر و ترانه‌سرای مطرح نیز نوسروده‌ای را با مخاطبان به اشتراک گذاشت که بخشی از آن در اینجا آمده است:

«چراغ بارگاهت آفتاب است
شب از بیداری چشم تو خواب است

در این دنیا نمی‌خواهم کم از تو
تو را خواهم‌ تو را خواهم هم از تو

تبسم بخش دل‌های گرفتار
چراغ بزم خاموشان بیدار

تجلی خانه تاریک‌بینان
انیس خلوت تنهانشینان

به محرومان نافرمان پناهی
به راه آوردگان را عذر خواهی

گدا گر تلخ باشد گفت‌وگویش
به تاوان در نمی‌بندی به رویش

عصای دست پای رفته در گل
کلید گنج خلوتخانه دل

تهیدست آمدم تا آستانت
که از زندان چه آرم ارمغانت…»

مرتضی دهقان آزاد قزلی نیز از شوقِ شهود اینچنین خواند:

«امشب دلِ من ذکرِ یا توفان گرفته ست
آرامشِ دریایی‌ام پایان گرفته ست

از جزر و مدِّ عقل سوزِ عشق در من
موجِ جنونی جاودانی جان گرفته ست

چشمانِ آتش جوشِ من از استغاثه
بویِ حلولِ حضرتِ باران گرفته ست

در «لَیلَهُ القَدرِ» خدا تا «مَطلَعِ الفَجر»
آیینه ام را نورِ «اَلرَّحمان» گرفته ست

«الغوث» و «خَلِّصنا» به لب، در من دوباره
شوقِ شهودِ تو به سر قرآن گرفته ست»

 سید حکیم بینش شاعر افغانستانی و عضو گروه بین المللی هندیران با غزلی شب قدر را توصیف کرد که ابیاتی از آن را می‌خوانید:

«عشق فرموده که امشب شب عاشق شدن است
شب مخصوص من و تو، شب مخصوص من است

ماه امشب هوس خواندن جوشن دارد
شب مخصوص همین سبزه شیرین دهن است…»

استاد محمدجواد محبت در سروده‌ای اینگونه از شب قدر یاد می‌کند:

با تو از عشق سخن گر به میان می‌آید
اعترافی‌ست که از دل به زبان می‌آید

ای خداوند بزرگ این همه خوبی از توست
گرچه شکر تونه در شرح و بیان می‌آید

ای امید ابدی ای گل یاد تو بهشت
پیر در جنت تو مثل جوان می‌آید

جز دعایی که به مخلوق سپردی ای دوست
کس نداند چه از این ساده دلان می‌آید

واقعیت که به پندار بعید است بعید
میهمانی‌ست که با سیر زمان می‌آید

مژده صبح بهشت است و نشاط شب قدر
بوی خیری که زماه رمضان می‌آید»

در بخش دیگری از این برنامه از خوشنویسی امیر عاملی و مسعود ربانی رونمایی شد.



خوشنویسی مسعود ربانی

خوشنویسی امیر عاملی

عبدالرحیم سعیدی راد متن ادبی با عنوان «قرآن بر سر ماه» نوشت که به بخشی از آن در اینجا اشاره می‌شود: در قنوت بی‌تکلف یک شب قدر زاده شدم. در شب نزول مهربانی، شب فرود فرشتگان، شب بارش سلام‌های پی در پی و شب «خلصنا من نار».

شبی که به قدر هزاران شب، ارزشمند است. شبی که باید «جوشن» به دست گرفت و از عمق جان، کلمه کلمه تو را صدا کرد. چه شب شگفتی ست! وقتی آبشاری از نور، تا باغ سحرگاه، بر چشم‌های بیدار، جاری می‌شود. وقتی فاصله زمین و آسمان آنقدر کوتاه می‌شود که نمی‌توان فرقی بین‌شان قائل شد.

وقتی نسیم بال زدن ملائک را می توان احساس کرد…»

سیدحسن بنی‌طبا از کانادا، غلامرضا کافی، محمدحسین انصاری‌نژاد، سیدنقی عباس از هند، عبدالرحیم سعیدی راد، علی اصغر الحیدری از هند، اخلاق آهن از هند، وحیده افضلی، عزیز آذین فرد، بهرام مژدهی، سیّده فیروزه حافظیان، امیر عاملی، کورش کشمیری، فاطمه ناظری، مرضیه فرمانی، نغمه مستشارنظامی، سمیه شکری، مسعود ربانی، مهدی باقرخان از هند، احمد شهریار از پاکستان ، سید حکیم بینش ، مسلم اسدالله، ایرج قنبری، سید مسعود علوی، علیرضا حکمتی، نیز از دیگر حاضران در این برنامه بودند که اشعاری به اشتراک گذاشتند.

انتهای پیام/

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × دو =