1397/03/01
salamup.ir
nashrkhabar.ir

معجزه‌ای از حضرت عباس (ع)

12 خرداد 1393 کد خبر : 988612486

حسین می گفت: «پدرم مرا پرت نکرد، از ضریح مطهر دو دست قرمز بیرون آمد، دو دست خونی که به هر نقطه از بدن من دست می‌کشید، آن نقطه از بدنم خوب می‌شد.»،

به نقل از رویکرد حدودنیمه‌های یک شب جمعه در حرم حضرت عباس علیه السلام نشسته بودیم؛ یک مرد عرب پسر بچه‌ای ۷ ساله را که تمام بدنش لمس بود، در بغل گرفته وارد وارد حرم شد و به فاصله ۳ متری از ضریح مبارک ایستاد.

 

مرد عرب آرام شروع به صحبت کرد به طوری که ما و دیگر خدام که چند متر آن طرف‌تر بودیم، صدای وی را نمی‌شنیدیم اما ناگهان فریاد مرد بلند شد و نعره کنان، گفت: «ای ابوالفضل(علیه السلام) من از تو اولاد سالم خواستم؛ این اولاد مریض است و باعث اذیت و آزار من شده است.»

 

مرد عرب ناگهان کودک را به سمت ضریح مطهر پرت کرد، به طوری که مردمی که در ایوان حرم ایستاده بودند از صدای برخورد سر پسربچه با ضریح به داخل حرم هجوم آوردند.

 

آن مرد عرب پس از این اتفاق کودک را در حرم رها کرد و فریاد زد من این فرزند را نمی‌خواهم و از حرم خارج شد.

 

خیلی گریه کردم و از حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) خواستم که دل این پدر را روشن کند.

 

ناگهان دیدم انگشتان پای بچه حرکت می‌کند؛ دوستانم راخبر کردم که نکند شاید من اشتباه دیده‌ام، که آنها هم حرکت انگشتان پسربچه ۷ ساله را تائید کردند.

 

سر پسربچه را بر روی پایم گذاشتم که پسربچه چشم‌های خود را باز کرد و سراغ پدر و مادر خود را گرفت.

 

از پسربچه خواستم که دستان خود را تکان دهد تا مطمئن شوم سالم است که پسربچه این کار را انجام داد.

 

عبایم را بر دوشش انداختم و پسربچه را سرپا نگه داشتم و به دور ضریح مطهر طواف دادم.

بعد از آن بچه را بر روی دامان خود نشاندم و از طریق بلندگو و طوری که مردم صدای ما را می‌شنیدند، از پسربچه پرسیدم: «حسین(پسربچه شفا یافته)، زمانی که پدرت تو را پرت کرد، چه شد؟»

 

حسین گفت: «پدرم مرا پرت نکرد، از ضریح مطهر دو دست قرمز بیرون آمد، دو دست خونی که به هر نقطه از بدن من دست می‌کشید، آن نقطه از بدنم خوب می‌شد.»

 

راوی: کلیددار و خادم اقدم مرقد مبارک حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) "حاج عباس حاج محمدعلی کشوان آل شیخ

 




تگها: معجزه‌ای از حضرت عباس (ع)

اخبار ساوه
پیشنهادی سردبیر