بی‌قانونی در فضای مجازی باعث ساختارشکنی می‌شود

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی نار خبر؛ عاطفه عسگری در یادداشتی نوشت: مردم کشورمان در هفته‌های اخیر با نابسامانی ارزی روبرو شدند که باعث شد عده‌ای به بهانه اعتراض به گرانی به خیابان‌ها بیایند و به‌جای مطالبه‌گری به اغتشاش و آشوب روی آورند.

مسیر گفتگویی که قرار بود به صورت مسالمت‌آمیز از مسئولان درخواست شود تحت تاثیر شبکه های معاند و منافقین و سلطنت طلب‌ها در فضای مجازی تغییر و با هدف آشوب در کشور برنامه‌ریزی شد.

شاهد تلاش‌هایی برای تضعیف ساختارهای جامعه و ایجاد بی‌ثباتی از طریق انتشار اطلاعات نادرست و تحریک‌آمیز در فضای مجازی هستیم که این اقدامات با هدف دستکاری افکار عمومی و ایجاد شکاف در جامعه انجام می‌شوند.

با تحریک گروه‌های منافق و سلطنت‌طلب بسیاری از اقشار به سمت مسائل سیاسی و مخالفت با نظام پیش رفتند که این تغییر مسیر هیچ ارتباطی بر تمرکز بر مشکلات اقتصادی نبود، بلکه آشوب در جامعه آفرید.

این تغییر مسیر، نشان‌دهنده حضور گروه‌هایی بود که از پیش آموزش دیده یا تحت تأثیر رسانه‌های خارجی قرار داشتند و با استفاده از شعارهای ساختارشکنانه، اقدامات خرابکاری و تحریک‌آمیز، سعی در تغییر جهت جنبش از مسائل اقتصادی به مخالفت با نظام و رهبری داشتند.

این گروه‌ها، از جمله منافقان، سلطنت‌طلبان و اراذل و اوباش، از فرصت استفاده کردند تا با ایجاد اغتشاشات و تبلیغات ضد سیستمی، جنبش را در مسیری میل به بحران و ناامنی قرار دهند.

در نتیجه، ادامه این حرکت در واقع به جنگ داخلی بین گروه‌های مختلف تبدیل شد، که در آن اهداف اقتصادی و اجتماعی کم‌اهمیت شد و جایگزین آن شد، مخالفت با نظام، تخریب ساختارهای موجود و تلاش برای تغییر سیاسی. این تغییر مسیر، نه تنها موفقیت جنبش را کاهش داد، بلکه باعث شد تا جامعه بیشتر درگیر شود و احساس ناامنی و تقسیم شود.

در شرایط کنونی، دشمنان یک استراتژی مشخص را دنبال می‌کنند: آن‌ها به طور سازمان‌یافته در تلاشند تا هرگونه ضعف، اشتباه یا ناکارآمدی را مستقیماً به حساب رهبر انقلاب بگذارند و این‌گونه القا کنند که مدیریت کلان کشور و شخص ایشان مسئول اصلی مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند. هدف اصلی از این کار، خدشه‌دار کردن جایگاه رهبری در افکار عمومی است.

در ابتدا، فضای روانی جامعه توسط جریان‌هایی مانند منافقان با شعارهای تحریک‌آمیز، فریب‌کارانه و ساختارشکنانه بمباران شد. این شعارها با هدف ایجاد نارضایتی اولیه، زیر سؤال بردن اصول بنیادین و تحریک احساسات عمومی طراحی شده بودند.

اما پس از این مرحله اولیه و آماده‌سازی ذهنی، صحنه عملیات به دست عناصری سپرده شد که رویکردی کاملاً متفاوت و شدیدتر داشتند. این عناصر که به عنوان «داعشی‌های صهیونیستی» توصیف شده‌اند، نه به دنبال شعار دادن، بلکه به دنبال اجرای عملیات‌های جنایتکارانه و خرابکارانه بودند. این افراد غالباً از پیش در خارج از کشور آموزش‌های لازم برای اقدامات خشونت‌آمیز، تخریب اموال عمومی، و ایجاد وحشت عمومی را فرا گرفته بودند.بنابراین، زنجیره اقدامات دشمن از یک فاز جنگ روانی (شعاردهی و تحریک) به فاز جنگ فیزیکی و امنیتی (عملیات جنایتکارانه توسط نیروهای آموزش‌دیده و مزدور) ارتقا یافت.

این تغییر نشان‌دهنده نفوذ و هماهنگی میان شبکه‌های مختلف مخالف بود که اهداف نهایی آن‌ها، برهم زدن نظم عمومی از طریق ترور، وحشت و اقدامات فراقانونی بود.

فضای مجازی، که مدت‌ها تحت کنترل و تسلط عناصری با منافع خارجی و سیاسی بود، به عنوان یک سازه یله و رها، ابزاری کلیدی در تقویت اقدامات ساختارشکنانه شد.

این فضا با انتشار اطلاعات نادرست، تحریک‌آمیز، و شعارهای مغرضانه، احساسات عمومی را دستکاری کرد و به طور موثر از جامعه در جهت تغییر سیاسی و ایجاد بی‌ثباتی دستیابی کرد.

در این میان، قشر جوان، به دلیل ناآگاهی، حساسیت احساسی و نیاز به هویت، به ویژه در معرض این تبلیغات قرار گرفتند.بسیاری از جوانان، با ایمان به شعارهای نادرست و احساس مبارزه برای عدالت، در این مسیر گم شدند و حتی برای دفاع از اهدافی که در واقع مغرضانه و مزدور بودند، جان خود را از دست دادند. این افراد، در واقع فریب خورده بودند، زیرا از اهداف واقعی و نهایی جریان‌های مخالف آگاه نبودند و به طور اشتباه فکر می‌کردند در مبارزه برای آزادی و اصلاح سیستم هستند.

این امر نه تنها تلفات انسانی، بلکه تلفات روحی و اجتماعی بسیاری را در جامعه به همراه داشت.در این میان، هر زمان دولت سعی کرد فضای مجازی را تحت کنترل قرار دهد، جریان‌های سیاسی و غرب‌گرا که در ساختارهای رسمی و اداری حضور داشتند، به طور فعال مانع شدند. این گروه‌ها، با استفاده از نفوذ در رسانه‌ها و سیستم‌های نظارتی، اقدامات کنترلی را تضعیف کردند و اجازه دادند که فضای مجازی همچنان به عنوان یک پل برای نفوذ دشمنان باقی بماند.

امروز، این رهاشدگی طولانی مدت در فضای مجازی، نتایج منفی آن را در شکل گرفتن نسلی که فریب خورده و در مسیرهای نادرست می‌رود، به وضوح دیده می‌شود.

دولت و مسئولان باید با تصمیمات منطقی، متعادل و مبتنی بر اصول امنیت ملی و هماهنگی اجتماعی، فضای ناامن و مهیجی را برای جوانان ایرانی ایجاد نکنند. زیرا این جنگ روانی، که از طریق فضای مجازی و رسانه‌های خارجی تغذیه می‌شود، اگر ادامه یابد، نه تنها احساس ناامنی و بی‌اعتمادی را در میان جوانان تقویت می‌کند، بلکه می‌تواند به تخریب ساختارهای اجتماعی، ارزش‌های ملی و وحدت ملی منجر شود.جوانان، به ویژه آن‌هایی که در حال شکل‌گیری هویت و دیدگاه سیاسی خود هستند، بسیار آسیب‌پذیر هستند.

اگر این فضا به جای تقویت هویت ملی و اعتماد به سیستم، به ترویج تفکر شکسته، تبعیض و بی‌اعتمادی ادامه دهد، می‌تواند نسلی از جوانان را در مسیرهای اشتباه، از جمله خشونت، مخالفت افراطی و تروریسم، سوق دهد. این امر نه تنها به امنیت کشور، بلکه به آینده اجتماعی و اقتصادی جامعه آسیب جدی وارد می‌کند.

بنابراین، نیازمند است که مسئولان با دقت و شناخت عمیق از پیامدهای روانی و اجتماعی اقدامات خود، فضای مجازی و رسانه‌ها را به عنوان ابزاری برای تقویت اتحاد ملی، افزایش آگاهی و ترویج ارزش‌های اسلامی و ملی، استفاده کنند. تنها در این صورت می‌توان از ایجاد شکاف‌های ناگهانی و تخریب ساختارهای اجتماعی جلوگیری کرد و جوانان را از مسیرهای خطرناک نجات داد.

انتهای خبر/

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *