جنگ خاکستری، نبردی فراتر از میدان

در شرایط رقابت‌های نوین قدرت، مفهوم «جنگ خاکستری» به عرصه‌ای فراتر از میدان نظامی گسترش یافته و نشان می‌دهد منازعه میان ترامپ و ایران بیش از آنکه سخت‌افزاری باشد، در حوزه روایت‌ها و بازدارندگی شناختی جریان دارد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی نار خبر ؛ در شرایطی که تنش‌های تهران و واشنگتن وارد مرحله‌ای تازه شده، این پرسش اساسی مطرح است که آیا جنگ ادامه سیاست است یا سیاست ادامه جنگ؟ بازخوانی تحولات اخیر نشان می‌دهد معادلات کلاسیک دیگر پاسخگوی پیچیدگی‌های نبردهای نوین نیستند.

بر اساس نظریه مشهور کارل فون کلاوزویتس، جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است؛ برداشتی که ناظر بر الگوی جنگ سخت نظامی است و سیاست و جنگ را دو روی یک سکه می‌داند؛ این چارچوب سال‌ها مبنای تحلیل منازعات کلاسیک بوده است.

در نبردهای نوین، رابطه سیاست و جنگ سیال‌تر شده است؛ گاهی جنگ ادامه سیاست است و گاهی سیاست در امتداد جنگ تعریف می‌شود و مرز میان این دو از میان می‌رود. در الگوی جنگ شناختی – رسانه‌ای، اصالت با «جنگ روایت‌ها» است؛ جایی که میدان اصلی نبرد، ذهن مخاطبان و افکار عمومی است.

در چنین چارچوبی، سیاست نه مقدمه جنگ، بلکه امتداد آن در قالبی نرم و چندلایه تلقی می‌شود.

از این منظر، پاره کردن توافق هسته‌ای توسط دونالد ترامپ و خروج آمریکا از برجام را می‌توان آغاز فاز آشکار جنگ خاکستری و شناختی میان ایران و آمریکا دانست؛ جنگی که الزاماً ماهیت سخت و نظامی ندارد، اما آثار راهبردی آن قابل توجه است.

در این چارچوب، مفهوم «عملیات صفر» به‌عنوان الگویی چنددامنه، چندلایه و چندسطحی مطرح می‌شود؛ عملیاتی که در سطوح تاکتیکی و عملیاتی می‌تواند برنده داشته باشد، اما در سطوح راهبردی و فراراهبردی با ابهام و حتی احتمال شکست مواجه است.

بر اساس این تحلیل، خطای محاسباتی ترامپ ناشی از استراتژی نادرست در اجرای عملیات صفر ارزیابی می‌شود؛ زیرا پیروزی‌های محدود میدانی الزاماً به تحقق اهداف کلان راهبردی منجر نخواهد شد و ممکن است کشور مهاجم را در ابهامی فرسایشی گرفتار کند.

در چنین شرایطی، راهبرد پیشنهادی بر بازدارندگی دامنه‌دار و ایجاد ابهام استراتژیک استوار است؛ به‌گونه‌ای که هرگونه درگیری، به تهدیدی علیه منافع و دارایی‌های راهبردی آمریکا در منطقه و امنیت انرژی جهان تبدیل شود، بدون آنکه الزاماً به تقابل مستقیم بینجامد.

همچنین تأکید می‌شود افزایش هزینه‌های پساجنگ برای آمریکا، پیوند مذاکرات سیاسی با دیپلماسی اقتصادی و فراهم کردن بستر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی آمریکا در حوزه نفت و معادن، می‌تواند معادله هزینه – منفعت را تغییر دهد.

در کنار این موارد، بازدارندگی هوشمندانه در خلیج فارس بدون بستن تنگه هرمز و نیز بازسازی سرمایه اجتماعی و انسجام داخلی، به‌عنوان الزامات تکمیلی این راهبرد مطرح می‌شود؛ مولفه‌هایی که می‌توانند وزن ایران را در جنگ روایت‌ها افزایش دهند.

نویسنده: فتح‌الله کلانتری، عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *